در چند روز گذشته پنج فعال آذربایجانی به دلیل شرکت در مراسم سوگواری یکی از فعالان آذربایجانی توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر شده اند که پس از دستگیری جهت تشکیل پرونده به دادسرا اعزام شده اند. از سویی سه فعال آذربایجانی که پیش از این حکمی برایشان صادر شده بود بازداشت شدندتا حکم در موردشان اجرا شود. علی حسین نژاد هم که پیش از این برای تحمل حکم در زندان بود در اولین مرخصی که توانسته بود به خانه بیاید دوباره به اتهام دیگری دستگیر شده که این امر بر خلاف تمام رویه های حقوقی است.
در مورد این مسائل یاشار حکاک پور سخنگوی انجمن دفاع از سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) توضیحاتی داده است، او در خصوص وضعیت این افراد اشاره می کند.
ساوالان سسی : رحیم غلامی روزنامه نگار نشریات محلی استان اردبیل و بهروز علیزاده و ودود سعادتی از فعالین ملی آذربایجانی در این شهر روز چهارشنبه ۶ آبان ٨٨ بازداشت و جهت اجرای جکم یک سال جبس تعزیری به زندان اردبیل منتقل شدند.
نقض سیستماتیک حقوق انسانی آذربایجانیها در ایران در ماه سپتامبر ۲۰۰۹ همچون ماههای گذشته ادامه داشت. همزمان با سالروزاعتراضات آذربایجانیها در یک مهر ( سالروز بازگشائی مدارس در ایران) فشار بر آنها افزایش یافته و آذربایجانیها در این ماه مورد بازداشتهای خودسرانه و آزار و اذیت قرار گرفتند و از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت و ملاقات با خانواده محروم بودند و صدور احکام قضایی برای فعالان حقوق زبانی و فعالین حقوق بشرآذربایجانی در این ماه نیز ادامه یافت. فعالین دانشجویی آذربایجانی از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. حکومت ایران زندانیان سیاسی آذربایجانی را از دسترسی به امکانات پزشکی در زندان محروم کرده است و مقامات قضایی و امنیتی با درخواست این زندانیان برای اعطای مرخصی به منظور انجام معالجات پزشکی در خارج از زندان مخالفت می کنند.
شش آذربایجانی در اردبیل برای دومین بار در دادگاه به زندان محکوم شدند. این حکم امروز به وکیل این افراد در تهران ابلاغ شده است.
محمدرضا فقیهی وکیل این فعالین در مصاحبه ای با بخش آذربایجانی صدای آمریکا اعلام کرد : « شعبه ۷ دادگاه تجدید نظر اردبیل بهروز علیزاده، ودود سعادتی، رحیم غلامی، حسین حسینی مهماندار و اردشیر کریمی را هر کدام به یک سال حبس محکوم کرد و عسگر اکبرزاده دیگر فعال سیاسی اردبیلی که به حکم صادره از سوی دادگاه بدوی مبنی بر تحمل پنج سال حبس تعزیری در زندان زاهدان اعتراض کرده بود در انتظار صدور حکم دادگاه تجدید نظر به سر می برد».
فعالان مدنی آذربایجانی در ایران زیر فشار فزاینده دستگاههای امنیتی و قضایی قرار دارند. آنها مورد بازداشت خود سرانه قرار می گیرند و بدون محاکمه و تفهیم اتهام و حق برخورداری از وکیل و حق ملاقات با خانواده ٬ به مدتهای طولانی در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات ایران نگهداری می شوند. در این مدت نیروهای امنیتی اغلب سعی می کنند از طریق شکنجه و يا ساير انواع بدرفتاری ها فعالین را مجبور به اعتراف به کارهای ناکرده کنند و از این طریق برایشان حکم های سنگین صادر نمایند.
بهروز علیزاده، ودود سعادتی، رحیم غلامی، حسین حسینی و اردشیر کریمی خیاوی پنج فعال مدنی آذربایجان طی محاکمه ای غیرعلنی به پنج سال حبس توام با تبعید محکوم شدند. حمید والایی و غلام نجفی دو تن از فعالان مدنی آذربایجانی در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند. بر اساس حکم صادره برای این فعالین ۹ ماه ازمحکومیت مذکور به مدت ۵ سال معلق و سه ماه آن تعزیری می باشد. ایرج حسنی از فعالان آذربایجانی در تبریز به تحمل دو سال حبس تعزیری و صلاح الدین پیروی ، لطیف شرافت و عبدالواحد عبدا… زاده، سه شهروند اهل ارومیه به اتهام همکاری با احزاب مخالف نظام محکوم به دو سال زندان و هیمن صوفی و جلال صوفی دو شهروند مهابادی به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام به۲۴ ماه حبس که ۶ ماه آن حبس تعزیری و ۱۸ ماه دیگر به مدت ۳ سال تعلیق است، محکوم شدند. جبرئیل خسروی اهل سنندج به اتهام عضویت در یکی از احزاب کردی به محاربه متهم و نهایتاً به بیست سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان بندرعباس محکوم شده است.
جمعه ۲ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹
طی چند سال اخير شاهد تبعيد، شکنجه، حبس و اخراج از ادارات و دانشگاه فعالين سياسی آذربايجان بوده ايم. اين اعمال از سه سال پيش و پس از چاپ کاريکاتور موهن روزنامه ی ايران و طی آن قيام مردم آزربايجان شکل جدی تر و شديدتری به خود گرفته است. حاکميت به انواع روش های کثيف و غير انسانی برای جلوگيری از روند رو به رشد جنبش مدنی آزربايجان دست زده و بسيار تلاش کرده اين جنبش را از مسير مدنی و دموکراتيک خود خارج ساخته و سرکوب کند. اين اقدامات طی امسال نمود بيشتری پيدا کرده, طوری که شمار بازداشت شدگان فعالين سياسی_اجتماعی پس از خرداد ۸۷ قريب ۷۰ نفر بوده و روز به روز به وسعت اين فشارها افزوده می شود.
کشور ایران مرحله ی جدیدی از فعالیت های مدنی را تجربه می کند. به صورت مشخص در چند سال اخیر نیروی اجتماعی-سیاسی هویت طلبی آذربایجان که متاسفانه یا خوشبختانه سابقا از سوی کنشگران سیاسی- چه حکومتی چه سوای آن -بایکوت می شدند، با روندی طبیعی و به دور از حساسیت ها و جار و جنجال ها ابتدا موجدیت سیاسی خود را رشد داده اند و سپس حیات سیاسی- اجتماعی خود را تثبیت کردند. به صورتی که اینک این جنبش سیاسی- اجتماعی نه تنها از جانب کنشگران فعال در عرصه جامعه مدنی ایران انکار نمی شود بلکه سابقه تاریخی، نفوذ اجتماعی و همگامی کنش های تئوریکی و پراتیکی این جنبش که در تمام حالات خود شکلی مدنی و دور خشونت به خود گرفته است، تحسین و توجه خاصی را متوجه خود نموده است. مشخصا این نکته از دلایل عمده ای است که نیرو های تمامیت خواه و اقتدارگرا را به وحشت و عکس العمل واداشته است. چرا که جنبش هویت طلبی دقیقا در مقابل آرایش سیاسی- اجتماعی ای قرار دارند که پروژه ی تمامیت خواهی، قصد دارد آن را به جامعه القا کند.